skip to Main Content
راه‌کار پیشنهادی برای ایجاد قابلیت مقابله با کروناویروس؛ سیستم مدیریت یکپارچه‌ و توزیع شده‌‌ی شبکه محور

راه‌کار پیشنهادی برای ایجاد قابلیت مقابله با کروناویروس؛ سیستم مدیریت یکپارچه‌ و توزیع شده‌‌ی شبکه محور

مقدمه

با شیوع ویروس کرونا، بسیاری از رهبران و دولتمردان دنیا غافلگیر شده‌اند و با یک و رفتار عجیب و نادر واکنش‌های متغییر و گاها متناقض و تغییرات سریع و ناگهانی استراتژی‌ها روبرو هستیم و همه به دنبال پاسخ جامع به یک سوال مشترک هستند.

راه‌کار بهینه‌ برای ایجاد قابلیت مقابله با کروناویروس چیست؟

هرچند با شروع بحران در چین، رهبران و دولتمردان کشورها بایستی با تشکیل اتاق فکر و مدل‌سازی پدیده در کشور خود، همه امکانات سخت افزاری و نرم‌افزاری کل کشور را ارزیابی و کمبودها را مشخص و در ترمیم امکانات حیاتی کشور از فرصت طلایی موجود، حداکثر بهره‌برداری را می‌نمودند. هرچند بایستی در زمانی که فرصت برنامه‌ریزی، توجیه، آموزش‌های چندروزه‌ ضروری و سازماندهی المانهای مورد نیاز برای ایجاد نودهای اصلی و فرعی مقابله با چالش متناسب با گستردگی آن در کل کشور، وجود داشت، اقدامات لازم انجام می‌گردید.

بهرحال امروز بسیاری از کشورهای دنیا با غافلگیری، در شرایط بحران قرار گرفته‌اند. تحلیل و نقد آنچه باید می شد و اینکه چرا بجای آمادگی برای روبرو شدن و کنترل بحران و جلوگیری از فاجعه، بسیاری از رهبران و دولتمردان جهان به انکار جدی بودن اصل موضوع و یا پیامدهای آن پرداختند و عملاً پشت سر ویروس حرکت نموده و آنچه نباید می شد، شد، در زمان مناسب، جای نقد و بررسی دارد.

در نگاه اول بنظر می‌رسد با ظهور پدیده‌ی ویروس‌های واگیردار مانند کروناویروس، همه‌ی نگاه‌ها برای مقابله با آن به سمت پزشکان و متخصصان آزمایشگاه‌ها و پژوهشکده‌های ویروس شناسی و تولید واکسن و طراحی پروسه‌ی درمان آن است و کاملا هم درست می‌باشد. اما نگاهی اجمالی به آثار و پیامدهای اقتصادی،اجتماعی و سیاسی آن در جهان، بیانگر آن است که ارائه‌ی راه حل جامع برای این چالش جهانی، بسیار فراتر از  تلاش پزشکان و متخصصان مرتبط با آن و توسعه فناوریهای مرتبط با کنترل ویروس‌های واگیردار است.

بدون تردید ابعاد گسترده، سرعت شیوع، تاثیرات اقتصادی و انسانی عمیق و ماندگار آن نشان می‌دهد که ما با یک سیستم چندبعدی روبرو هستیم که هم از نظر ذاتی غیرخطی است و هم سیستم‌های مختلف و متنوع ناهمگون را که بصورت غیرخطی بر هم اثر متقابل دارند، شامل می‌شود. بنابراین با سیستمی از سیستمها روبرو هستیم که هر دو نوع پیچیدگی را شامل می‌شود. این پدیده شامل ویژگی‌های پیچیدگی از نوع درهم‌تنیدگی[1] است چراکه این پدیده علاوه بر اینکه از نظر مقیاس و بزرگی جزء سیستم‌های بسیار بزرگ با الزامات بسیار زیاد سیستم‌ها یا زیرسیستم‌های تحت تأثیر آن می باشد، نیاز به تخصص‌های متنوع و ناهمگون هم دارد. علاوه بر آن، این پدیده بدلیل آن که شامل سیستمهای متنوع با اثرات متقابل غیرخطی با عدم قطعیت بالا است که به تنهایی با تکنیکهای ساده و یا حتی پیچیده‌، قابل فهم، مدلسازی، برنامه‌ریزی و مدیریت نیست، دارای پیچیدگی از نوع پیچیدگی ذاتی[2] می باشد[1].

عدم فهم درست مسأله، عدم واکنش سریع و متناسب و ارانه‌ی راهکارهای ساده‌انگارانه و غیریکپارچه، بخصوص در کشورهای توسعه‌نیافته، پیامدهای منفی و ماندگار این چالش بزرگ در حوزه های مختلف را بصورت تصاعدی افزایش داده و منجر به فاجعه‌ی قرن خواهد شد. از اینرو شاید بتوان ادعا نمود این پدیده بیشتر از متخصصان حوزه پزشکی و ویروس‌شناسی، نظریه‌پردازان و متخصصان حوزه‌ی مدیریت سیستم‌های پیچیده و سیستمی از سیستم‌ها[3] را به چالش کشیده است و راه‌حل کلان آن را باید در ایجاد یک قابلیت کلان با پیاده‌سازی یک سیستم مدیریت یکپارچه‌ و توزیع شده‌‌ی شبکه محور[4] جستجو نمود. در این گفتار، به تشریح این سیستم می‌پردازیم.

ایجاد یک سیستم یکپارچه‌ و شبکه‌محور بر مبنای المان‌های توزیع شده

با توجه به اینکه این پدیده روی سیستم‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تأثیرگذار است و این سیستم‌ها اثرات متقابلی نسبت به هم دارند، ارائه‌ی راه حل های جداگانه و گسسته نمی‌تواند یک راه‌حل بهینه باشد. باید تاکید نمود یک راه حل یکپارچه بدلیل درنظر گرفتن اثرات متقابل سیستم‌ها و یا زیرسیستم‌ها و همچنین مدیریت آگاهانه‌ی کل سیستم بر اساس اولویت‌بندی دقیق و اختصاص صحیح منابع موجود در حوزه‌های مختلف، بسیار موثر می‌باشد.

برای پیاده‌سازی سیستم یکپارچه، اولین و مهمترین اصل، درک پدیده‌ی یکپارچگی، دیدگاه کلان‌نگر و نگاه گلوبال به مسأله با در نظر گرفتن محیط و ارتباطات آن و مدل کردن درست سیستم‌های تحت تأثیر در سطح کلان است. در واقع رویکرد مبتنی بر کل‌نگری و شناخت سیستم یکپارچه (سیستمی از سیستم‌ها) جایگزین رویکرد مبتنی بر شناخت و آنالیز اجزاء سیستم‌های تحت تأثیر بصورت جداگانه و تلاش برای ارائه راه‌حل‌های محلی[1]، می‌گردد.

در یک این رویکرد، قبل از ارائه راه حل‌های محلی و میانی و ورود به جزئیات، بر روی مدل‌سازی مسأله کلان و گزینه‌های مختلف به عنوان راه‌حل‌های سطح کلان، تمرکز می‌گردد. برای هر راه حل به عنوان یک سیستم یکپارچه (سیستمی از سیستم‌ها)، قبل از ورود به سیستم‌های تحت تأثیر و یا زیرسیستم‌های آن، کارکردهای کلی یا سطح بالا (سطح سیستمی از سیستم‌ها)، محیط آن و ارتباطات آن با محیط در سطح کلان و در کل چرخه عمر سیستم یکپارچه، مدل می گردد.

از طرفی، با توجه به گستردگی پدیده از نظر جغرافیایی، برای در نظر گرفتن همزمان همه‌ی محیط آسیب و حوزه‌های تحت تأثیر در هر ناحیه جغرافیایی، ایجاد شبکه‌ای از المانهای توزیع شده و تحت مدیریت یکپارچه نیاز است. البته فناوری‌ها و زیرساخت های ارتباطات در بسیاری از کشورهای درگیر، ارسال داده و مدیریت المانها را تسهیل نموده است. برای ایجاد این سیستم، گامهای مشخص و عملیاتی زیر پیشنهاد می‌شود.

اولین گام اصلاح این اشتباه استراتژیک است که همه امکانات یک کشور را در حوزه‌ی سلامت و برای قرنطینه و درمان بیماران شناسایی شده که هر روز، هر ساعت و هر دقیقه بر تعداد آنها افزوده می شود، بسیج نمود. چرا که علیرغم اولویت بسیار بالای این حوزه، در صورت غفلت از حوزه‌های دیگر تحت تأثیر، توان کشور بصورت تصاعدی کاهش یافته و تأثیرات متقابل حوزه‌های دیگر روی حوزه سلامت هم آشکار شده و فعالیت‌های آن را مختل می‌کند.

در واقع به نوعی بجای ایجاد قابلیت مقابله با همه‌ی پیامدهای ماندگار پدیده، به دنبال آن حرکت نموده و تنها با پیامدهای ظاهری آن مقابله می‌گردد. در اینصورت پیامدهای ناشی از تأثیرات پدیده بر روی حوزه‌های دیگر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اثرات متقابل هر حوزه روی دیگری، نادیده گرفته می‌شود و انباشت پیامدهای آن‌ها، منجر به فاجعه می‌گردد.

گام دوم بکارگیری همه ظرفیت‌های ملی هر کشور در همه حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برای مقابله با این پدیده است. باید پذیرفت بدون مشارکت همه مردم، مقابله با این پدیده، امکان‌پذیر نیست. حکومتهای با دموکراسی ضعیف و مشارکت کم مردم، در این زمینه با مشکلات و چالش‌های بیشتری روبرو هستند. در بسیاری از این کشورها، نیروی‌های جوان، تحصیل کرده و دلسوز بسیاری وجود دارد که به دلیل اصرار بر تحمیل یک طرز تفکر و نگرش، سرخورده شده و امیدی به مشارکت موثر در سرنوشت کشور ندارند.

شاید بتوان گفت در این کشورها، راه‌حل کوتاه‌مدت حداقلی، تعلیق موقت رویه‌ی حاکم در شرایط بحران است تا امکان مشارکت حداکثری همه سلیقه‌ها بدون ممیزی‌های سلیقه‌ی حاکم، ایجاد گردد. البته این تصمیم‌گیری نیاز به شجاعت حاکمان دارد و پذیرش این نکته اساسی که در شرایط بحران گسترده، راه دیگری وجود ندارد و بدون مشارکت همه ظرفیت‌های انسانی با هر نوع نگرش، طرز تفکر و سلیقه‌، توان عبور از این بحران وجود ندارد.

گام سوم تشکیل نود اصلی و فرماندهی کشور با تفویض تمامی اختیارات از رده‌های قانونی دیگر برای بکارگیری همه‌ی ظرفیتهای قانونی، امکانات سخت افزاری و نرم‌افزاری کشور در شرایط بحران می‌باشد.

گام چهارم ایجاد تیم تفسیر و ارزیابی داده و اطلاعات، از همه نخبگان واقعی و شناسنامه دار داخل و خارج از کشور در همه حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با هر نوع نگرش و سلیقه، برای تحلیل دقیق و صحیح داده‌های جمع‌آوری شده از نودهای سطح پایین‌تر و تعیین گزینه‌های تصمیم‌گیری بعنوان راه‌حل‌های سطح کلان می‌باشد. این تیم طراحی دستورالعمل ها، رویه‌ها و فرآیندهای عملیاتی را به عهده دارد. همچنین تحلیل داده ها و اطلاعات شرایط کنونی، تصمیم سازی و ارائه راه‌حل کلان و گزینه‌های تصمیم‌گیری(تصمیم‌سازی کلان) برای تصمیم گیران نود فرماندهی بعهده می‌گیرد

گام پنجم تشکیل نودهای استانی یا ایالتی است که می تواند استانداری‌های هر استان یا فرمانداری‌های هر ایالت از کشور باشد. وظیفه این نود مدیریت کلان هر استان و یا ایالت با امکانات موجود و یا جذب مدیران نخبه داوطلب برای احاطه کامل بر تمام استان و یا ایالت می باشد. این نود مدیریت نودهای تحت فرماندهی را براساس رویه های ابلاغی از تیم تفسیر و ارزیابی داده و اطلاعات، به عهده دارد.

قاعدتاً کلیه امکانات نظامی و غیرنظامی کشور و نهادهای موازی از شهرداریها، هلال احمرها، شرکتهای دولتی و …. برای انجام اقدامات شرایط بحران و وظایفی که علاوه بر وظایف روزمره باید انجام دهند، تحت فرماندهی این نودها قرار ‌گیرند. وظیفه هماهمگی و مدیریت کلان فرآیندهای مشاهده و داده‌برداری و همچنین فرآیندهای اقدام به عهده این نود می‌باشد.

گام ششم تشکیل نودهای بعدی است که متناسب با گستردگی محدوده‌ی تحت مدیریت، تعداد نودهای بعدی تعیین می‌گردند. مطابق رویه فوق و بر اساس پراکندگی جغرافیایی و جمعیت و متناسب با ظرفیت‌های مدیریتی قابل برنامه‌ریزی، تعداد سطوح بعدی و نودهای هر سطح تعیین می‌گردد. نودها بایستی تا سطحی که بتوان براساس آنها، کلیه‌ی فرآیندهای مشاهده و جمع‌آوری داده و اقدام را برای هر فرد جامعه اجرایی نمایند، ادامه یابد.

گام هفتم در هر نود، جذب داوطلبان به تعداد مورد نیاز برای هر نود با فراخوان عمومی است و با توجه به زیرساخت شبکه ای و هماهنگ فوق در کل کشور، استفاده و آموزش لازم و امکان دریافت و ارسال داده، برای آنها فراهم می‌شود. با تشکیل سیستم مدیریت یکپارچه‌، توزیع شده‌ و شبکه‌محور فوق، کلیه پیامدهای پدیده در همه‌ی حوزه‌های تحت تأثیر آن بصورت یکپارچه مدل شده و اقدامات متناسب با هر حوزه طراحی و اجرایی می‌گردد. بعنوان مثال در حوزه‌ی اولویت‌دار سلامت، امکان کنترل و تعیین وضعیت تمام خانواده‌ها و تمام افراد کشور با همکاری خود مردم ایجاد می شود.

با تعیین شرایط و وضعیت دقیق در هر زمان و  اتخاذ تصمیمات یکپارچه، دقیق و کارشناسی، می‌توان همه‌ی افراد آسیب دیده را تعیین وضعیت نمود و تمهیدات و اقدامات لازم برای قرنطینه خانگی آسیب‌دیدگان و کنترل شیوع ویروس را درنظر گرفت. همچنین با پیاده‌سازی این سیستم، می‌توان به توزیع دقیق، حساب‌شده‌ و هدفمند امکانات کشور با توجه به تعیین وضعیت شرایط کنونی و پیش‌بینی رفتار آینده‌‌ی همه‌ی حوزه‌های تحت تأثیر پرداخت.

تحلیل عملکرد سیستم

برای تحلیل عملکرد سیستم و نقش نودها و المانهای آن، می‌توان یک مدل کلی و ساده ارائه نمود که بر مبنای آن در هر سطح، دسته‌بندی قابل فهم و قابل ارزیابی از سیستم ارائه گردد. با توجه به سادگی و کارایی مدل اودا[1](شکل 1)، بر اساس فرآیندهای چهارگانه مشاهده و جمع‌آوری داده‌ها، ارزیابی و تفسیر داده‌ها، تصمیم‌گیری و اقدام، استفاده می‌گردد[2].

فرآیندهای چهارگانه مشاهده و جمع‌آوری داده‌ها، ارزیابی و تفسیر داده‌ها، تصمیم‌گیری و اقدام مدل OODA


شکل 1) فرآیندهای چهارگانه مشاهده و جمع‌آوری داده‌ها، ارزیابی و تفسیر داده‌ها، تصمیم‌گیری و اقدام مدل OODA (1-داده‌های ژنیتکی موروثی و تاریخی 2- تجربیات گذشته در موضوع 3-داده‌های فرهنگی 4-اطلاعات ناشی از ترکیب داده‌ها 5-اطلاعات جدید و ایجاد شده)
  • فاز مشاهده و جمع‌آوری داده

بدون تردید اولین و مهمترین فرآیند برای ایجاد یک چرخه‌ی صحیح در مدل، طراحی فرآیندهای لازم برای پایش دقیق (شامل تهیه داده‌ها یا اطلاعات صحیح از همه‌ی افراد کشور بدون هیچگونه استثنایی) است. البته در کنار وضعیت سلامتی هر فرد، تأثیرات تغییرات حوزه‌های دیگر بر فرد نیز متناسب با دستورالعمل یکپارچه که پارامترهای همه حوزه‌ها را شامل می‌گردد، پایش می‌گردند.

در صورت عدم پیاده‌سازی صحیح این فرآیند و جمع‌آوری داده های مخدوش و یا جعلی، عملکرد کل سیستم دچار اختلال و عملاً سیستم بی‌نتیجه خواهد بود. این فرآیند حیاتی شامل سازماندهی شبکه جمع‌آوری داده، ایجاد زیرساخت‌های نرم‌افزاری تجمیع داده‌ها و سامانه‌های اعتبارسنجی داده‌هاست. در پایین‌ترین لایه‌ی سیستم، کار جمع‌آوری داده انجام می‌گردد و در لایه‌ها و نودهای بالاتر کار تلقیق داده‌ها و سطحی از اعتبارسنجی بر اساس داده‌های تلقیق شده و استفاده از تکنیک ها و نرم‌افزارهای ساده و متناسب انجام می‌گردد.

شاید بتوان گفت در این فرآیند، در حوزه‌ی سلامت، پزشکان و متخصصان ویروس‌شناسی نقش کلیدی در طراحی سبد داده‌های ضروری و فاصله زمانی برای جمع‌آوری هر یک از داده‌ها را دارند. چراکه در صورت عدم طراحی دقیق نوع و تعداد داده برداری، حجمی از داده‌ها را ایجاد می کند که تحلیل آنها و استخراج اطلاعات حیاتی سطح بالاتر بسیار پیچیده می‌گردد.

ورودی‌های این فرآیند:

  • دفترچه راهنما و دستورالعمل‌های فنی از بخش ارزیابی و تفسیر داده‌ها و فیدبکهای آن در کل چرخه اجرای فرآیند
  • دستورات، شرح فعالیت‌ها، اولویت ها و منابع لازم از بخش فرماندهی و تصمیم‌گیری و فیدبکهای آن در کل چرخه اجرای فرآیند
  • داده‌های استخراجی از تست‌هایی که در بخش عملیات یا اقدام، ایجاد می‌گردد.
  • داده‌های اصلاحی و یا ایجاد شده از نتایج اقدامات اجرایی که در بخش عملیات یا اقدام، ایجاد می‌گردد.
  • داده‌های محیطی اولیه
  • داده‌های کشف شده و اصلاحی محیطی

خروجی‌های این فرآیند:

  • ارسال کلیه داده‌ها به بخش ارزیابی و تفسیر داده‌ها

این فرآیند بصورت تکرار شونده و بر اساس دستورالعمل و پروتکل‌های یکپارچه‌ی ابلاغی صورت می‌گیرد. از مهمترین نکات در این زمینه، مبحث منطقه بندی صحیح و ایجاد راه‌کارهای مناسب برای جذب نیروی انسانی گسترده‌ی مورد نیاز، سازماندهی و توجیه یا آموزش‌های بسیار محدود آن‌ها با استفاده از نرم‌فزارها و زیرساخت‌های ارتباطی است. در صورت عدم مشارکت گسترده و داوطلبانه‌ی مردم، پیاده‌سازی این فرآیند ناممکن است.

  • فاز ارزیابی و تفسیر داده‌ها

می‌توان ادعا نمود این فرآیند همانند قلب مدل است. مرکز ورود، دسته‌بندی، اختصاص داده ها، آنالیز داده‌ها، ترکیب داده‌ها، تحلیل تاریخچه‌ی داده ها و اطلاعات سطوح مختلف، داده‌های ژنیتکی موروثی و تاریخی، تجربیات گذشته در موضوع ، داده‌های فرهنگی، اطلاعات ناشی از ترکیب داده‌ها، اطلاعات جدید و ایجاد شده ، سطح بندی اطلاعات و ایجاد معیارهای کلیدی و تفسیر آن‌ها است.

این فرآیند می‌تواند دارای یک مرکز اصلی بصورت مستقل باشد که در محل استقرار نود فرماندهی قرار گیرد و در هر نود متناسب با نیاز، یک تیم مستقل مستقر می‌نماید.

ورودی‌های این فرآیند:

  • کلیه داده‌ها از بخش مشاهده و جمع‌آوری داده‌ها

خروجی‌های این فرآیند:

  • کلیه نتایج تحلیل داده‌ها به بخش فرماندهی و تصمیم‌گیری
  • دفترچه راهنما و دستورالعمل‌های فنی به بخش ارزیابی و تفسیر داده‌ها و فیدبکهای لازم در کل چرخه اجرای فرآیند
  • دفترچه راهنما و دستورالعمل‌های فنی به بخش عملیات یا اقدام و فیدبکهای لازم در کل چرخه اجرای فرآیند

نکته بسیار مهم در این فرآیند استفاده از همه نخبگان و ظرفیتهای مغزافزاری کشور است.

  • فاز تصمیم‌گیری و فرماندهی

نتایج تمام برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات برای حصول نتیجه وابسته به اتخاذ تصمیمات هوشمندانه، شجاعانه و سریع در این بخش است.

ورودی‌های این فرآیند:

  • کلیه نتایج تحلیل داده‌ها از بخش ارزیابی و تفسیر داده‌ها

خروجی‌های این فرآیند:

  • دستورات شفاف برای اجرای اقدامات لازم به بخش عملیات یا اقدام
  • دستورات، شرح فعالیت‌ها، اولویت ها و  منابع لازم به بخش مشاهده و جمع‌آوری داده‌ها و فیدبکهای لازم در کل چرخه اجرای فرآیند

نکته بسیار اساسی وجود شاخص‌های رهبری در رأس تیم تصمیم‌گیری و گرفتن تصمیمات صحیح، شجاعانه، با سرعت و عقلانیت بالا و بر اساس خروجی فرآیند تفسیر و ارزیابی داده‌ها است.

  • فاز عملیات یا  اقدام

این فرآیند بازوی اجرایی کلیه اقدامات طراحی شده در کل فرآیندهاست. اقدامات شامل کلیه دستورات اجرایی و اقدامات اصلاحی مورد نیاز و همچنین تست‌های ابلاغی در حوزه‌های مختلف، از بخش تصمیم‌گیری و فرماندهی است.

ورودی‌های این فرآیند:

  • دستورات شفاف برای اجرای اقدامات لازم از بخش فرماندهی و تصمیم‌گیری
  • دفترچه راهنما و دستورالعمل‌های فنی از بخش ارزیابی و تفسیر داده‌ها و فیدبکهای آن در کل چرخه اجرای فرآیند

خروجی‌های این فرآیند:

  • انجام کلیه اقدامات اصلاحی مورد نیاز
  • انجام کلیه تست‌های ابلاغ شده مطابق پروتکل‌های ابلاغی

این فرآیند بصورت تکرار شونده و بر اساس دستورالعمل و پروتکل‌های یکپارچه‌ی ابلاغی صورت می‌گیرد. بعنوان مثال در حوزه‌ی سلامت، دسته‌بندی آسیب دیدگان، اجرای اقدامات درمانی، قرنطینه مبتلایان با توجه به امکانات کشور و اجرای پروژه‌های پژوهشی اولویت‌دار از مهمترین اقدامات این بخش است.

منطقه بندی صحیح و ایجاد راه‌کارهای مناسب برای جذب نیروی انسانی گسترده‌ی مورد نیاز، سازماندهی و توجیه یا آموزش‌های متناسب آن‌ها با استفاده از نرم‌فزارها و زیرساخت‌های ارتباطی در این بخش نیز بسیار گسترده و اساسی است. در صورت عدم مشارکت گسترده و داوطلبانه‌ی مردم، پیاده‌سازی این فرآیند ناممکن است.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

مروری بر اتفاقات و تأثیرات شیوع کروناویروس نشان می‌دهد که اکثر رهبران و تصمیم‌گیران جهان در برابر سرعت شیوع و پیچدگی‌های این پدیده، دچار غافلگیری شده‌اند. با تغییر و اصلاح سریع موضع‌گیری‌ها و استراتژی‌ها، دولتمردان سعی در پیدا کردن راه‌کار بهینه برای واکنش مناسب هستند.

در این مقاله، ضمن تشریح ابعاد پدیده با تاکید بر رعایت دیدگاه کلان‌نگری و همه‌جانبه‌نگری، تلاش گردید یک سیستم یکپارچه بعنوان راه‌کار بهینه برای این نیاز اولویت‌دار و فوری جهانی ارائه گردد. سپس عملکرد سیستم پیشنهادی با استفاده از مدل ساده و کارآمد اودا تشریح گردید. بنظر می‌رسد ضروری است که تمام متخصصان حوزه‌ی مدیریت سیستم‌های پیچیده و چندبعدی برای فائق شدن بر این ابرچالش قرن، به کمک دولتمردان و رهبران جهان بیایند.

منابع

 [1] https://learningforsustainability.net/post/complicated-complex/

[2] https://studylib.net/doc/8105326/applying-the-ooda-loop-to-accelerate-your-decision-making

[1] OODA loop (Observe, Orient, Decide, Act)

[1] Local Solutions

[1] Complicated systems

[3] System of Systems

[2] Complex systems

[4] Integrated and Distributed Network Management System

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 4 =

Back To Top
×Close search
Search